امروز توی مسجد یه خانوم مُسنی و دیدم که داشت با صدای بُلـند بُـلند نماز می خوند یکی هم کنارش ایستاده بود داشت آموزشش میداد گفتم یعنی این با این همه سنش تازه می خواد یاد بگیره چطور نماز بخونه اومدم با خنده به مامان گفتم این یارو چشه؟! تازه اومده یاد بگیره یه خانومی حرفمو شنید گفت این یارو عقلش کمه توی نماز بودم دیدم یکی مثه پسرخاله اومد تو صورتم گفت: میشه واسم نماز عشا رو بگی هر کسی کمکش میکرد دستشو می بوسید از این نازای شُتُرکی می کرد !! باز اومد رسید بهم نگفتی نمازو میگی من بخونم ؟! بهش گفتم :نماز به تو واجب نیست عزیزم خدایا چه می شد حداقل یکی از افراد خانواده رو به درد عــشـق مبتلا می کردی تا زحمت خونه گردون به گردن بقییه نیـفـتـد!! سـکوت رســاتــرین فریاد اســت. پ.ن:
!!
؟! پس چرا با هر رکوع و سجده ای که میره این چشاش ۱۸۰ درجه می چرخه و این و اون می پـــاد
؟!!
؟!
!هر کی و می بینه میگه بیا واسم نماز و بخون من تکرار کنم ! نیشخندی زدم و اکتفا نکردم به حرفش گفتم بزار خودم با چشمای خودم ببینم
!
؟!بعد دیدم هی عشوه میاد دستشو پولی می کنه یعنی میگه پول میخوام !
!!

![]()
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت
22:19 توسط ★★★ژالــــه★★★| |
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت
0:53 توسط ★★★ژالــــه★★★| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت
23:58 توسط ★★★ژالــــه★★★| |


