خیلی بده کسی فامیل معلم کلاس اولشو یادش نباشه
؟!! افتضاحه؟!
میـدونـم
اومدم Gmail درست کنم اون قسمت خصوصیش که گزینه ی اسم معلم کلاس اول رو میخواس اومدم بزنم ولی هر چی فکر کردم یادم نمـیومد فامیـلش چــی بود
چقدر زود حافظه مو از دست دادم
وای هیچ اسمی خاطرم نمی مونه
این حافظه س که من دارم؟!
باورتون نمیشه با این که خیلی نیست که فازغ التحصیل شدم بعضی از استادا رو فامیلیشون یادم رفته !! بر و بچ دانشگاه که دیگه بدتر 
به مامانمـم گفتم!! میگه : خاک و چوک من بعد از نیم قرن هنوز اسم معلمم یادمــه
!!
*
واسه خرید کفش همه ی بازار کفش فروشا رو زیر پا گذاشتم هم قیمتا رو برانداز کردم و هم شکل و شمایل کفشا رو !! از اسپرت پوشیدن دیگه خسته شده بودم توی تابستون هم خ ُ دیگه نمیشه پوشید دیگه داشتم از پاساژ میومدم بیرون با خودم گفتم خوبه تا دارم میام بیرون یه کفشی چشمک بزنه
تا این ُ گفتم کفشای تو یه ویتربن چشمک زدن و گفتن بیا ما رو بخر
!! از شانس از این فروشنده های تنبل خورد به پستم این سایزی رو که پوشیدم اون لنگش باید از توی ویترین در می آورد !! گفت الان ویترینم بهم می خوره
باید هزینه ی بهم خوردن ویترین ُ هم بدی
!! گفتم : هزینه شو از مبلغ من کم کنید !
! یعنی گفتم دارم زیادی هم بهت پول میدم
!!
*
*
مامبزرگم تعریف می کرد یکی از نوه هاش که باباش از اون پا*سد*اراس بچه که بوده بهش میگه : رضاجون شما کجایی هستین؟!! میگه:اه*وازی ! اونم از مامان بزرگ میپرسه : تو کجایی هستی؟!
مامبزرگ بهش میگه که من آمر*یکاییــم !! این ُ تا میگه رضا بهش میگه: پاشو برو بیرون
پاشو برو بیرون
!! آمریکا دشمن ماست
!! ببین چطور مغز بچه رو شستشو داده بودن
!!
* دلـــم مسافرت میخواد !!
* عزیزـ رفته سفر کی بر می گردی؟!!
*آخرین روزهای ۲۳ سالگی !!
* انگار همین دیروز بود چقدر زود گذشت 
* چقدر اسمایلی گذاشتن نشاط آوره !!

با مامان رفتیم خونه ی یکی که دو تا دختر داشتن که هر دو هم وقت شوهر بودن
!! اون کسی که معرفی شون کرده بود گفته بود برید هر کدوم و پسندید بگید که ما اون و می خوایم و بقییه ماجرا
!!
!! ما هم کوچیکه رو پسندیدیم و قرار بعدی رو گذاشتیم که داریم واسه کوچیکه میایما و کوچیکه رو پسند کردیما و اونا هم اوکی و دادن
!!
!
!!
!!
؟! پس چرا با هر رکوع و سجده ای که میره این چشاش ۱۸۰ درجه می چرخه و این و اون می پـــاد
؟!!
؟!
!هر کی و می بینه میگه بیا واسم نماز و بخون من تکرار کنم ! نیشخندی زدم و اکتفا نکردم به حرفش گفتم بزار خودم با چشمای خودم ببینم
!